کماندار
مجله تخصصی تیر و کمان
تیر و کمان در شاهنامه (1)
یکشنبه 22 آذر1388
مبر خود به مهر زمانه گمان
نه نیکو بود راستی در کمان
شبیخون سگالیده و ساخته
به پیوست تیر و کمان آخته
به نزد پری چهرگان رفت زال
کمان خواست از ترک و بفراخت یال
کمان ترک گلرخ به زه بر نهاد
به دست جهان پهلوان در نهاد
که بگشاد زین گونه تیر از کمان
چه سنجد به پیش اندرش بدگمان
ندیدم زیبنده تر زین سوار
به تیر و کمان بر چنین کامکار
دل روشنم بر تو شد بدگمان
بگویی مرا تا زهی گر کمان
کمان کیانی گرفتم به چنگ
به پیکان پولاد و تیر خدنگ
به زین اندرون گرزه ی گاوسر
به بازو کمان و به گردن سپر
ابا نیزه و گرز و تیر و کمان
برفتند گردان همه شادمان
نوشته شده توسط صدیقه کاشانی گهر
| لینک ثابت |

